
زه هر طرف که رو کنم نظاره می کنم تو را
اگر نظاره ام رود خیال خوش کنم تو را
همه ارم به هم شوند که از کفم دهم تو را
به هم بریزم عالمی نمی دهم به کس تو را
رهی که می کنم قدم نشانه می کند تو را
دگر چه بهترم زاین که مقصدم دهد تو را
اگر زیاده خواهیم به رنج می کشد تو را
به گو کمش کن این سخن که رنج می دهد تو را



